خرید بک لینک
واقعا" هر جوری فکر می کنم ، می بینم شدنی نسیت . واقعا تصورش هم برای من و شاید ۹۰ درصد مردم کره زمین سخت و وحشتناکه . تصورش اینجوری میشه که بری تو یه غار تاریک و تو در تو ، تنهای تنها . یا اینکه وسط کوهستان بمونی تنهای تنهای .دنیای مجازی رو میگم . الان یکدفعه دیدم ساعت از ۱ هم گذشته و من هنوز نخوابیدم و دو سه ساعته درگیر فضای مجازیم و اصلا گذشت زمان رو متوجه نشدم و بعد به این فکر کردم اگر واقعا فضای مجازی نبود چیکار می کردیم . واقعا دیگه تصور دنیا بدون فضای مجازی ممکن نیست . و نکته جالب اینکه جهان واقعی بدون فضای مجازی تعطیل میشه . برای همین به نظر من بهتره این نامگذاری رو تغییر بدیم و از این به بعد به فضای مجازی بگیم فضای حیاتی . چون فضای واقعی به تنهایی دیگه هیچ معنی نداره .میدونید همین فضای حیاتی اونقدر قدرت داشته که تونسته فضای واقعی را یه جورای تعطیل کنه . میگید نه ، باشه ولی یک ماه صبر کنید و نوروز ۱۴۰۲ رو با نوروز ۱۳۶۰ مقایسه کنید . ببیند چقدر دید و بازدید های نوروز تو فضای واقعی کم شده ، اما تا دلتون بخواد تو فضای مجازی دید و بازدید و پیام تبریک هست . باور کنید این وضعیت روز به روز بدتر میشه و حداکثر شاید در آغاز ۱۵۰۰ پیش بینی فیلم های تخیلی در مورد هوش مصنوعی و از این حرف ها تحقق پیدا می کنه . یعنی آخرین جنگ تاریخ بشر جنگ بین ربات ها هوشمند و انسان های واقعی _ که تعداد خیلی کمی هستند_خواهد بود .اینها رو گفتم و ناخواسته به اینجا رسیدم . اول فقط می خواستم نگرانیم در مورد نبود فضای مجازی را در فضای مجازی با دوستان مجازی در میان بگذارم . اما به اینجا رسیدم که بگویم به نظر من عاقبت این فضای مجازی چیز خوبی نخواهد بود . داخل پرانتز این را هم بگویم که انسان ناخودگاه آرزوی جوا

برچسب: نویسنده: آوا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 14:33

و تمام زندگی من یک اشتباه ساده بود با تو و بی تو فرقی ندارد یک اشتباه ساده بود در این زمین در این خاک در باور آنچه می گفتن _در مغز من ، ما نقش می بست_ در آنچه گشتمبا آنچه باور کردم و در مغز من حک شد یک اشتباه ساده بود در شکی و تردیدی که کشتم ؛پای ترسم پای میز قدرت با خون رنگ گشته یک اشتباه ساده بود در کشتن فریاد بارها در تارهای تو در توی گلویم یک اشتباه ساده بود آریپنجاه را چند سال کمتر زندگی کردن میان خواستن ، پرهیز کردن دیدن ، بستن چشمان اشک آلود آری یک اشتباه ساده بود آری ، مثل یک سیگار بهمن، نه در تاریکی شب در صلات ظهر از ته _ از فیلتر قرمز_ فندک زدن آتش زدن _و بی خیال بوی گند و دود سیاهش _تا ته فیلتر کشیدن تهوع ، چندش و سرفه یک اشتباه ساده بود آری... آری ...اما تمام زجر این دود و سیاهی عاقبت با طعم خوب توتون سویسی می دهد پایان به یک اشتباه ساده ، آری.

برچسب: نویسنده: آوا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 14:33

نوشتن از تو سخت است
مثل نوشتن از عشق
مثل نوشتن از رنگ اب
مثل نوشتن از شکل هوا ،
اکسیژن ،
اما تو را نفس کشیدن
با تو پرواز کردن
با تو روی موج ها
رها شدن
نه راحت یا سخت
تمام زندگی است .

برچسب: نویسنده: آوا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 14:33

صفحه بندی